محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
295
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
گروه از مهاجرين اندلسى هستند كه بايد آنان را در آباد ساختن تطوان و برآوردن استحكامات آن به حساب آورد . از اين زمان تطوان پناهگاه بسيارى از خاندانهاى اندلسى شد كه مجبور بودند اندلس را ترك گويند . اينان فرار از يوغ اسپانيائيها و محاكم تفتيش عقايد و بازگشت به دين قديم را بر قرار ترجيح دادند و تا به امروز اعقاب ايشان در آنجا هستند . « 4 » بارى فرناندو و ايسابلا در سالهاى نخستين نسبت به مسلمانان نرمش نشان دادند . اسپانياى مسيحى هم خود را به رعايت معاهدهنامههاى خود ملزم و وفادار نشان داد و مسلمانان چند سالى در نوعى آرامش و اطمينان به سر آوردند . اما اسپانيا همواره از اين ملت هوشيار و بافرهنگ بيم داشت و كليسا به سبب گرايشهاى مذهبى تعصبآميزش در تلاش بود كه باقى بقاياى امت اسلامى را از آن سرزمين براندازد . هنوز خلق كثيرى از مسلمانان در مملكت غرناطه مىزيستند و با بلاد مغرب روابط نزديك داشتند . جماعات كثيرى از باشندگان ( مدجنون ) نيز در منطقهء بلنسيه و سرقسطه و جز آن از بلاد آراگون مىزيستند اينان تا چند سال بعد از سقوط غرناطه دين خود را حفظ كرده بودند . وجود اين جمعيت انبوه از مسلمانان در قلب اسپانياى مسيحى ، سياست اسپانيا را سخت به خود مشغول داشته بود . ظاهرا سياست اسپانيا مدتى در اين انديشه بود كه در برابر مسلمانان چه روشى برگزيند . زيرا مسلمانان از عوامل فعاليت و رفاه و علم و معرفت در اسپانيا بودند . مهارت آنان در زراعت و صنعت و علوم و فنون و نيز اخلاق و خصال ايشان در كار و كوشش و زهد و عفت مورد تصديق دشمنانشان هم بود . خلاصه بهترين عناصرى بودند كه يك دولت كه دعوى تمدن داشت مىتوانست آنان را در جوار خود نگاهدارد . « 5 » ولى كليسا هواهاى خود را در سر داشت و سياست اسپانيا در اين ايام آلت دست كليسا بود ،
--> ( 4 ) . رجوع كنيد به السلاوى : الاستقصاء ج 2 / ص 162 و مختصر تاريخ تطوان از محمد داود ص 14 - 17 . ( 5 ) . . 7 . P : socsiroM ehT : aeL . rD